>
رسانه تخصصی دانلود - PMEDIA



آرشيو آذر, ۱۳۸۶

آذر ۱۷

استاد حسين دهلوي از ناظري قدرداني مي‌كند


matt-mullenwegbi۳tir-۲.jpg

استاد حسين دهلوي نشان قدرشناسي جامعه‌ي موسيقي ايران را به‌خاطر افتخار آفريني شهرام ناظري در عرصه‌ي موسيقي بين‌المللي، هشتم دي‌ماه سال‌جاري به مولاناخوان آواز ايران اهدا مي‌كند.
به گزارش ايسنا، در نشستي كه ازسوي برگزاركنندگان جشنواره‌ي موسيقي فجر، دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شهرام ناظري، بعدازظهر امروز برگزار شد، شكل حضور شواليه‌ي آواز ايران در جشنواره‌ي موسيقي فجر اعلام شد.
ناظري در اين باره به خبرنگار ايسنا گفت: اجراي كنسرت موسيقي ندارم، اما در نشست امروز با مسوولان برگزاركننده‌ي جشنواره‌ي بيست‌وسوم، مقرر شد در آيين پاياني جشنواره‌ي موسيقي فجر، با حضور استاد دهلوي مراسم تجليل برگزار شود.
ناظري با تاكيد عنوان كرد: دهلوي‌ها، پايورها و.
.. استادان واقعي ما هستند.
گويا قرار است بزرگان ديگري همچون فرامرز پايور نيز در اين آيين حضور داشته باشند.
قرار بود اركستر ملي با رهبري حسين دهلوي برنامه‌اي را در بيست‌و سومين جشنواره‌ي موسيقي فجر اجرا كنند، اما به گفته‌ي كامبيز روشن‌روان - دبير جشنواره -، به‌دليل ضعف جسمي و مشكل بينايي دهلوي، اين برنامه با رهبري فرهاد فخر‌الديني برگزار مي‌شود.
امسال به‌مناسبت هشتادمين سال تولد استاد حسين دهلوي قرار است مراسم تجليل از وي هم‌زمان با جشنواره موسيقي فجر برگزار شود.

آذر ۱۷

كاهش روند نابودی جنگل های آمازون


amazon.jpg

براساس ارقام اوليه منتشره شده از سوی دولت برزیل روند نابودی جنگل های آمازون در فاصله ماه اوت ۲۰۰۶ تا ژوئیه ۲۰۰۷ به اندازه ۲۰ درصد كاهش يافته است.
به گزارش شبكه BBC، لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، رئیس جمهور برزیل، گفت اين ارقام تازه مطلوب است اما احساس می کند که برزیل براي حفاظت از جنگل هاي آمازون می تواند حتی بهتر عمل کند.

این سومین سال پیاپی است که روند نابودی جنگل های آمازون ، شاهد سیری نزولی است.
گروه های فعال محیط زیست گفتند ، دولت می داند اکنون وقت جشن گرفتن نیست زیرا روند نابودی جنگل هاي آمازون اخیرا، یعنی در دوره پس از ژوئیه ۲۰۰۷ بار دیگر افزایش یافته است.

با اينكه دولت برزیل كاهش میزان درصد نابودی آمازون را دلگرم کننده می داند، این مساله به طوركلي پذیرفته شده است که حفاظت از آمازون اقدامي بسيارعظیم است.
ارقام اولیه نشان می دهد که در فاصله ماه های اوت ۲۰۰۶ تا ژوئیه ۲۰۰۷، تنها ۱۱ هزار کیلومتر مربع از جنگل ها آمازون نابود شد كه اين مقدار معادل مساحت جزیره جامائیکا است.

این برآورد تا ۹۰ درصد بر عکس های ماهواره ای موجود در این محدوده زمانی استوار است و نتیجه نهایی اوایل سال آینده منتشر خواهد شد.
هرچند این سومین سالی است که روند نابودی جنگل های آمازون كاهش مي يابد اما این روند تنها پس از رکورد کم سابقه نابودی این جنگل ها در سال ۲۰۰۴ رخ داده است.

در هفته گذشته، گزارشی از گروه صندوق جهانی طبیعت (WFN) هشدار داد، ترکیب تغییرات آب و هوایی و نابودی جنگل ها می تواند باعث ویرانی یا خسارت شدید ۵۵ درصد از جنگل هاي آمازون تا سال ۲۰۳۰ شود.
صلح سبز ، یک سازمان دیگر محیط زیست می گوید ، دولت برزيل درحال جشن گرفتن دستاوردی مربوط به گذشته است درحالی که تصاویر تازه تر ماهواره ای حاکی از شدت گرفتن دوباره نابودی جنگل هاي آمازون است.

آذر ۱۷

عكس‌هاي برگزيده‌اي از سال ۲۰۰۷


تصاوير چند عكس از عكس‌هاي برگزيده سال ۲۰۰۷ از گوشه و كنار جهان:

photo۳۱.jpg

- جرج بوش در جريان سفرش به سنگال تلاش مي‌كند از حركات هنرمندان سنگالي تقليد كند اما معلوم نيست چرا دهانش را اين گونه باز كرده است.

- يك خبرنگار ژاپني كه در جريان تظاهرات راهبان بودايي در شهر رانگون به شدت مجروح شده هنوز در حال فيلم‌برداري است، در حالي كه لحظاتي بعد به ضرب گلوله سربازي كه بالاي سرش ايستاده به قتل مي‌رسد.

- ساكنان روستايي در استان توئاتيئن هوئه در كشور ويتنام در پي وقوع سيل با قايق محل سكونتشان را ترك كرده اما موتور سيكلت‌هايشان را نيز به همراه مي‌برند.

- يك مرد افغان در جريان يك مسابقه بزكشي در شهر كابل لاشه بز را از چنگ رقبا خارج كرده و به تاخت به سوی محل نهادن لاشه حركت مي‌كند.

- پدر چيني فرزندش را در آغوش گرفته و به معدن ذغال‌سنگي كه در آن در ناحيه گوئيچو كار مي‌كند، چشم دوخته است. هر روز امكان دارد پدر نتواند از معدن زنده بازگردد.

آذر ۱۷

فرار چيانگ كاي چك به جزيره فرمز (تايوان)


۵۸ سال پيش در روز ۸ دسامبر سال ۱۹۴۹ ميلادي ژنرال چيانگ كاي چك ، رهبر ملي گرايان كومينتانگ پس از شكست از نيروهاي كمونيست تحت رهبري مائوتسه تونگ به جزيره فرمز (تايوان امروزي) فرار كرد.
فرار چيانگ كاي چك موجب شد مائوتسه تونگ ، رهبر كمونيست هاي چين سراسر اين كشور را تحت فرمان خود درآورد.

history۲.jpg

پيروزي مائو به آشوب ها و هرج و مرجي كه درپي اعلام جمهوري در سال ۱۹۱۱ ميلادي در چين به وجود آمده بودند ، خاتمه داد.
سون يات سن ، نخستين رئيس جمهوري چين در سال ۱۹۲۵ ميلادي درگذشت.چيانگ كاي چك جانشين او به عنوان رهبر حزب كومينتانگ شد.

چيانگ كاي چگ تلاش كرد جنگ سالاران كه در هر گوشه چين ادعاي خودمختاري مي كردند را مطيع حكومت كند.
او هنوز از اين كار فارغ نشده بود كه با حمله وحشتناك ژاپن به خاك چين مواجه گشت.
پس از آزادي چين از چنگ اشغالگران ژاپني در سال ۱۹۴۴ ميلادي ، حزب كومينتانگ كه فساد مالي در ميان اعضاي آن بيداد مي كرد ناگزير به مقابله با حزب كمونيست مائوتسه تونگ شد اما پس از ۵ سال جنگ داخلي سرانجام از مائو شكست خورد.

چيانگ كاي چك چاره اي نداشت كه تحت پناه نيروي دريايي آمريكا به جزيره فرمز فرار كند.
او همراه خود ، افراد ارتش كومينتانگ ، ۲ ميليون نفر از طرفداران و نيز تمام گنجينه هاي هنري چين باستان را به جزيره فرمز برد.

به اين ترتيب ، در روز ۸ دسامبر سال ۱۹۴۹ ميلادي ژنرال چيانگ كاي چك ، رهبر ملي گرايان كومينتانگ پس از شكست از مائو به جزيره فرمز فرار مي كند.

او تا زمان مرگ رئيس جمهور حكومت چين ملي بود كه در جزيره فرمز تاسيس كرده بود.
پس از مرگ چيانگ كاي چك ، نام جمهوري چين ملي به تايوان تغيير يافت.

بهرام افتخاري

آذر ۱۷

عسل يک غذاي حيات‌بخش براي سالمندان


asal.jpg

عسل غني از املاح، ويتامين و آنزيم‌هاي حياتي است. اين ماده مغذي مي‌تواند در کاهش روند پيري در سالمندان مؤثر باشد.
به گزارش خبرگزاري رويترز، بي خوابي يا کم خوابي که مشکل اکثر سالمندان محسوب مي‌شود با مصرف عسل به ميزان زيادي کاهش مي يابد. اين ماده معجزه‌گر باعث مي‌شود انواع فشردگي‌هاي ماهيچه‌اي، کوفتگي‌ها و حتي دردهاي عضلاني سريعتر رفع شوند.
از طرفي ويتامين D موجود در عسل، قادر است اعمال کلسيم و فسفر را به خوبي تنظيم کند، در نتيجه اعصاب با مصرف عسل به حداکثر کارايي خود مي‌رسند. صمغ موجود در عسل نيز اجازه نمي‌دهد جدار عروق سخت شود و حالت ارتجاعي خود را از دست بدهد به همين علت مواد مغذي راحت تر از طريق عروق به مغز مي‌رسند

آذر ۱۷

ژيلت هاى ارزان قيمت وارداتى خطرناک است


مشاور وزارت صنايع:

مردم به هيچ وجه از ژيلت هاى ارزان قيمت وارداتى استفاده نكنند

 

 

گروه اجتماعى ـ با توجه به نبود كنترل و آزمايش هاى بهداشتى لازم روى ژيلت هاى ارزان قيمت در حال فروش در سطح شهر و احتمال بيمارى زا بودن آنها مردم به هيچ وجه نبايد از اين وسايل استفاده كنند.
مشاور وزارت صنايع در صنايع بهداشتى، آرايشى و شوينده با بيان اين مطلب به ايسنا گفت: با توجه به بررسى هاى انجام شده، اين ژيلت ها از چين وارد شده و جزو اقلام رده چهار توليدى و يا گروه D آنهاست و اين در حالى است كه محصولات توليدى گروه A چين داراى استانداردهاى كشورهاى اروپايى و آمريكايى بوده و به اين كشورها هم صادر مى شود.محمدرضا شاه بنده افزود: تجار سودجو، اين ژيلت هاى ارزان قيمت را كه جزو توليدات گروه D بى كيفيت چين است، وارد مى كنند.
وى با بيان اين كه براساس استانداردها، براى توليد تيغ ژيلت بايد از فلز استيل كه زنگ نزده و ميكروب ها را جذب نمى كند، استفاده شود، افزود: اين در حالى است كه طبق آزمايش هاى انجام شده تيغ اين ژيلت ها از فلز نامرغوب تهيه شده است.

آذر ۱۷

استاد ايرانى دانشگاه هاروارد نانوسامانه هوشمند ضدسرطان ابداع كرد


 

 

 

۳۳۳۵۱۹.jpg

 

گروه اجتماعى ـ استاد ايرانى دانشگاه هاروارد با همكارى يكى از استادان دانشگاه MIT آمريكا با ابداع نوعى نانوبمب ضدسرطانى هوشمند به روشى جديد براى درمان سرطان دست يافت.
به گزارش ايسنا، دكتر «اميد فرخزاد» با اشاره به اين كه اين طرح در حال حاضر در زمينه درمان سرطان پروستات دنبال مى شود، گفت: در اين روش براى انتقال دارو به سلول هاى سرطانى از كره هايى به ابعاد حدود ۱۵۰ نانومتر استفاده مى شود.
اين ريزكره ها كه ساختارى شبيه توپ فوتبال دارند با كنار هم قرار دادن چندين مولكول مختلف به وسيله يك پايه پليمرى ايجاد شده اند كه هر يك از اين مولكول ها وظيفه خاصى بر عهده دارند.
به گفته اين پژوهشگر ايرانى، عملكرد اختصاصى و هوشمندانه ريزكره ها موجب مى شود سلول هاى سالم در معرض دارو قرار نگيرند و در نتيجه عوارض شيمى درمانى در اين روش وجود ندارد. وى تصريح كرد: در عين حال مزيت اين روش صرفاً حذف عوارض شيمى درمانى نيست بلكه آزمايش هاى انجام شده روى مدل هاى حيوانى نشان مى دهد كه اين روش كه به صورت كاملاً هدفمند و مؤثر، سرطان را نابود كند.
براساس اين گزارش، پژوهشگران در اين طرح، ابتدا يك ذره كوانتومى را در پوششى از جنس آپتامر RNA قرار دادند تا اين مجموعه بتواند آنتى ژن سطحى اختصاصى پروستات(PMSA) را شناسايى و اتصال محكمى با آن برقرار كند، سپس داروى ضد سرطانى «دوكسوروبيسين» را به اين مجموعه اضافه كردند. اين دارو نيز خود را در ساختار پرپيچ و تاب آپتامر RNA جاى مى دهد؛ البته محققان نشان داده اند كه اين جاى گيرى و تداخل دوكسوروبيسين، هيچ اثرى بر فعاليت آپتامر و توانايى اتصال آن به PMSA ندارد.

آذر ۱۷

خریدار کجاست ؟ مالك و بنگاه دار به دنبال خريدار مسكن


«ايران»
ازروند نزولى قيمت ساختمان گزارش مى دهد

مالك و بنگاه دار به دنبال خريدار مسكن

 

• مردم تا اندازه اى قدرت خريد مسكن را دارند.
وقتى قيمت مسكن بى رويه افزايش يابد، ديگر
كسى توانايى خريد ندارد
• در حال حاضر خانه هاى بسيارى براى عرضه
وجود دارد اما افراد از خريد آن هراس دارند
چرا كه احتمال ارزان شدن مسكن وجود دارد
• اگر عواملى كه با قيمت مسكن ارتباط دارد،
در مقطعى ثابت باشد، مى توان اميدوار بود
كه قيمت مسكن به سختى سيرصعودى داشته باشد
بنگاه داران معاملات املاك و آگهى ها از
سرازيرى بهاى مسكن سخن مى گويند
زير قيمت، زير قيمت!
گروه اجتماعى ـ محسن جندقى: اكازيون، نوساز، آب، برق، تلفن، پاركينگ، نماى زيبا، زير قيمت كارشناسى.

زير قيمت كارشناسى ! يعنى امكان دارد قيمت مسكن كاهش يابد اگر نگاهى به نيازمندى هاى روزنامه ها بيندازيد در بخش مسكن بارها مى توانيد عبارت زير قيمت كارشناسى را ببينيد.
براى اطلاع از آخرين وضعيت بازار ملك و مسكن سراغ بنگاه هاى مشاور املاك كه يكى از منابع آگاه در اين زمينه محسوب مى شوند رفتيم.
* فصل، سرد مسكن
گويا با آغاز فصل پائيز، خزان بازار مسكن نيز شروع شد. ترسايى رئيس مشاور املاك «مطمئن» در اين باره مى گويد: «چند ماهى است كه بازار مسكن راكد است و هيچ خريد و فروشى انجام نمى شود.
اين در حالى است كه واحدهاى بسيارى عرضه مى شود اما هيچ تقاضايى وجود ندارد.»

۳۳۳۵۱۶.jpg

 

وى بالا رفتن بى رويه قيمت مسكن را يكى از دلايل ركود بازار مسكن مى داند و توضيح مى دهد: «مردم تا اندازه اى قدرت خريد مسكن را دارند. وقتى قيمت مسكن بى رويه بالا مى رود ديگر كسى توانايى خريد ندارد. مشخص است كه اگر كسى بخواهد خانه اى بفروشد بايد آن را زير قيمت عرضه كند.»
نورى يكى ديگر از بنگاه داران در اين باره مى گويد: «همه مى دانيم كه بازار مسكن فصل ركود خود را مى گذراند اما دلايل بسيارى براى اين پديده مى توان بيان كرد. يكى از آنها گرانى بى رويه اى است كه در اثر بالا رفتن قيمت مصالح به وجود آمد. اين يك رابطه زنجيروار است كه با گرانى مصالح قطعاً قيمت مسكن هم بالا مى رود.
يكى از دلايل آن هم وجود دلال است. دلال هاى آهن و سيمان موجب مى شوند كه كالا از زمان توليد تا مصرف، فرآيند طولانى اى را طى كند. دولت به راحتى مى تواند با نظارت صحيح دست واسطه ها را كوتاه كند و تأثير مثبتى بر قيمت مسكن بگذارد.»
* مسكن ارزان مى شود
سعادت، مسئول مشاور املاك حبيبى يكى از دلايل ركود بازار مسكن را وجود احتمال نزول قيمت آن مى داند و مى گويد: «الان خانه هاى بسيارى براى عرضه وجود دارد اما افراد از خريد آن هراس دارند چرا كه احتمال ارزان شدن مسكن وجود دارد. هم اكنون تمام مشاوران املاك مى دانند كه ركود بازار ملك و مسكن پيش زمينه كاهش قيمت آن است.
در خبرها آمده بود كه دولت قصد نظارت بر بازار آهن و سيمان را دارد و به همين علت است كه احتمال كاهش قيمت مسكن بالا مى رود. اگر كسى قصد فروش ملك خود را داشته باشد چاره اى جز فروش آن زير قيمت بازار ندارد. البته كاهش قيمت مسكن موجب رونق بازار املاك مى شود و اين ركود به پايان مى رسد.»
به گفته اين مشاور املاك قيمت مسكن تا مدت ها افزايش نخواهد يافت و كنترل قيمت مصالح مى تواند دولت را سريع تر به اين هدف برساند.
* زير قيمت، زير قيمت!
يكى از آرزوهاى مشاوران املاك كاهش قيمت مسكن است چرا كه اگر اين اتفاق رخ دهد بازار ملك نيز رونق خواهد گرفت.صادقى رئيس مشاور املاك سهره در اين باره مى گويد: «ما دوست داريم به جاى فروختن يك ملك در سه ماه، سه ملك در يك ماه بفروشيم اما قيمت مسكن به گونه اى است كه هيچ كس قدرت خريد آن را ندارد. اگر افزايش بى رويه قيمت مسكن همچنان ادامه مى يافت، مشخص است كه باز هم هيچ كس قدرت خريد نداشت.
به همين علت بازار مسكن در ركود به سر مى برد و بسيارى حاضر به فروش ملك يا زمين خود زير قيمت كارشناسى هستند.
هرچند قيمت مسكن در سال هاى اخير سير صعودى داشته اما اين قيمت ها كاذب است. وقتى قيمت كالاى ارزشمندى آن قدر بالا رود كه كسى توانايى خريد آن را نداشته باشد چه ارزشى دارد »
سامانى يكى ديگر از مشاوران املاك نيز مى گويد: «اگر عواملى كه با قيمت مسكن ارتباط دارند (از مصالح گرفته تا عوارض ساخت) در مقطعى ثابت باشد مى توان اميدوار بود كه قيمت مسكن
به سختى سير صعودى داشته باشد. چرا بايد كارگرى كه سال گذشته روزانه
۷ هزار تومان دستمزد مى گرفت الان ۱۵ هزار تومان دريافت كند چرا كنترلى وجود ندارد الان كه بازار مسكن در ركود به سر مى برد به راحتى مى توان بر آن نظارت كرد.»
البته ركود در بازار مسكن مختص پايتخت نيست و در نقاط ديگر نيز چنين وضعيتى حاكم است.
قاسمى يكى از مشاوران مسكن كرج در اين باره مى گويد: «در كرج مدتهاست كه خريد و فروش مسكن از رونق افتاده و اندك خريدارانى به بنگاه هاى املاك مراجعه مى كنند.
به همين علت بسيارى از فروشندگان املاك، مسكن خود را زير قيمت كارشناسى عرضه مى كنند.»
* رؤياى كاهش قيمت واقعيت دارد
ركود در بازار مسكن نويددهنده يك واقعيتى است كه ساليان سال است همگان حتى جرأت تصور كردن آن را نداشتند. واگذارى زمين هاى
۹۹ ساله، فعاليت هزاران تعاونى مسكن، تحويل يك ميليون و ۲۰۰ هزار واحد مسكونى تا پايان سال، كاهش تعداد خريداران و ركود بازار مسكن موجب شده است كه بسيارى كاهش قيمت مسكن را باور كنند.
وزير مسكن نيز در آخرين اظهارات خود گفته است: «براساس آمارهاى مركز آمار و بانك مركزى قيمت مسكن در سطح كشور به تدريج در حال كاهش است.»
«زير قيمت كارشناسى» عبارتى است كه در آينده اى نزديك براى تمام املاك به كار خواهد رفت.
خريدار در حال حاضر حكم طلا را در بازار مسكن دارد. زمانى بود كه هيچ كس تصور نمى كرد سيم كارت هاى دو، سه ميليونى آنقدر ارزان شود كه بقالى ها هم آن را عرضه كنند.
شايد روزى برسد كه به ازاى خريد هر يك واحد مسكونى، يك واحد هم به عنوان جايزه به خريدار اهدا شود!

آذر ۱۷

دردادگاه : همه بستگانم از دست خانمم فرار مى كنند


 

 

رفتار و حركات همسرم بلايى سر من و خانواده و آشنايانم آورده كه آنها از ترس او جرأت قدم گذاشتن به خانه ما را ندارند.
مرد ۳۷ ساله اى كه با تسليم دادخواست طلاق به شعبه ۲۸۷ دادگاه خانواده تهران مراجعه كرده بود، به رئيس دادگاه گفت: آقاى قاضى از كارهاى غيرعادى همسرم خسته شده ام و نمى دانم به كجا پناه ببرم. ديگر نمى توانم با او زير يك سقف زندگى كنم. او كارى كرده كه همه خانواده، دوستان و آشنايان از من دورى مى كنند. به همين خاطر هيچ كس جرأت آمدن به خانه ما را ندارد.
۹ سال پيش براى ادامه تحصيل به كانادا سفر كردم در آنجا با كارگرى در رستوران و جايگاه هاى سوخت هزينه تحصيل در زندگى ام را تأمين مى كردم. چند سال از اين ماجرا گذشت تا اين كه يك روز مادرم تلفنى تماس گرفت و گفت: «پدرت به خاطر بيمارى قلبى در بيمارستان بسترى است. بنابراين آرزو دارد قبل از مرگش تو را ببيند.» در حالى كه ترم آخر دانشگاه را پشت سر مى گذاشتم، بلافاصله چمدانم را بسته و راهى وطن شدم.
چند روز بعد همزمان با بهبود نسبى پدرم، مادرم موضوع خواستگارى از دخترى را با من در ميان گذاشت و گفت: دختر خوب و با خانواده اى برايت انتخاب كرده ايم. پس از پايان حرف هاى مادرم، برايش توضيح دادم كه هنوز تحصيلاتم تمام نشده و اگر خيلى سريع به كانادا بازنگردم تمام زحمات چندين ساله ام از بين خواهد رفت. اما پدر و مادرم با اصرار بسيار از من خواستند كانادا را فراموش كنم و در تهران كنار آنها باشم. بنابراين پس از خواستگارى به كانادا رفتم و در امتحانات آخر ترم شركت كردم.
سرانجام پس از مدتى به ايران بازگشتم. سپس مژگان را با مهريه ۵۱۴ سكه طلا به عقد خود درآورده و زندگى مشترك مان را آغاز كرديم. چند ماه اول زندگى مشتركمان، متوجه رفتار عجيب و سختگيرى هاى او نشدم. تا اين كه با اعتراض هاى مستقيم و غيرمستقيم پدر و مادر و آشنايان پى به مشكلات روانى زنم بردم و دريافتم او بشدت بيمار است. به همين خاطر هم كارهايى انجام مى دهد كه غيرارادى و عجيب است. او شرايطى براى من كه شوهرش بودم در خانه فراهم كرده كه انجام هر يك از آنها بسيار دشوار و وقت گير است. در حقيقت او براى من و ميهمانان برنامه مخصوص رفتار بهداشتى در خانه با وسواس هاى عجيب تهيه كرده است. وقتى شب به خانه مى آيم بايستى ۲۰ برنامه را انجام دهم. به طور مثال قبل از ورود به داخل خانه بايد كفش هايم را داخل يك كيسه پلاستيكى و جورابم را نيز داخل كيسه ديگرى بگذارم: سپس مجبورم از طريق مسيرى كه همسرم تعيين كرده خود را به حمام برسانم و دوش بگيرم. بعد هم همه لباس هايم را در حمام بشويم. همچنين وقتى در خانه هستم بايد تحت نظارت او كارهايم را انجام دهم و اگر از وسايلى استفاده كنم بايد سريع آنها را تميز كنم و روزانه ده ها بار نيز دست هايم را با صابون معطر بشويم. اگر روزى پدر و مادرم و يا اقوام و دوستانم در خانه ما ميهمان باشند آن روز براى من و آنها بسيار پردردسر و عذاب آور خواهد بود. همسر بيمارم به بهانه اين كه پدر و مادرم و يا ميهمانان به خوبى نظافت را رعايت نمى كنند با آنها مانند افراد مبتلا به بيمارى هاى واگيردار برخورد مى كند. در حقيقت وقتى آنان در اتاقى نشستند ديگر حق ندارند از آنجا به اتاق ديگرى بروند. او هم دايم به آنها گوشزد مى كند كه مراقب وسايل خانه باشند كه چيزى را نشكنند و يا جايى را كثيف نكنند. به همين خاطر خانواده و اطرافيان به دليل كارهاى غيرعادى همسرم طى چند سال اخير از من دورى كرده اند. اگر هم آنان را به خانه دعوت كنم از ترس همسرم دعوتم را نمى پذيرند.
آقاى قاضى همسرم دچار بيمارى وسواس است. او بايد خيلى سريع درمان شود اما هر بار كه از او خواسته ام به روانپزشك مراجعه كند با حالت تمسخر از اين كار خوددارى كرده است. به همين خاطر رفتار او ديگر برايم قابل تحمل نيست. براى همين قصد دارم از او جدا شوم و امروز نيز براى ارائه دادخواست طلاق به دادگاه آمده ام.
قاضى دادگاه پس از شنيدن حرف هاى شوهر جوان همسر او را به دادگاه فراخواند تا پاسخگوى شكايت شوهرش باشد.

آذر ۱۷

مهريه جنجالى


۳۳۳۳۱۵.jpg

 

[ايران واشقانى فراهانى ]

برداشت اول
پدرم مردى عاطفى و هنردوست بود كه علاقه وصف ناپذير او به هنر مرا هم به دنياى نقاشى كشاند. از كودكى دوست داشتم احساساتم را روى كاغذهاى دفتر به تصوير بكشم. تركيب رنگها و حركات ظريف قلم به من آرامش مى داد و به روزهاى خشك و پژمرده ام طراوت مى بخشيد. پس از پايان تحصيل در دبيرستان با راهنمايى هاى پدر و مادر و علاقه شديدم به ادامه تحصيل در رشته هنر پرداختم.
پس از ورود به دانشكده، رفته رفته جذب روحيه لطيف و طبع هنرمندانه يكى از استادان شدم تا اين كه مهرش به دلم افتاد. مدتى بعد وقتى پى بردم او هم به من علاقه مند شده، قرار ازدواج گذاشتيم. با اين كه مى دانستم او بيمارى صعب العلاجى دارد اما با روحيه اى كه در او سراغ داشتم مى دانستم مى تواند بر بيمارى اش غلبه كند. پس از طرح موضوع خواستگارى استادم با خانواده قرار يك ميهمانى را تنظيم كرديم. مادرم عقيده داشت مهريه ام بايد هزار سكه طلا باشد اما من با احساس هنرى خود، به اميد روزهاى رنگارنگ از خواستگارم خواستم تا مهريه ام هزار تابلوى نقاشى به ارزش ۱۰ ميليون تومان باشد، چرا كه فكر مى كردم اگر روزى مجبور به جدايى شويم شوهرم به خاطر پرداخت مهريه ام تمام ذوق و توان خود را به كار مى گيرد و هزار طرح متفاوت از جلوه هاى زندگى را قلم مى زند.
بنابراين به خاطر زحمات چند ساله اش از تهيه نقاشى ها ارزش بيشترى براى وجود من و خودش قائل مى شود و همين موضوع به مستحكم شدن پايه هاى زندگى مان كمك مى كند.
برداشت دوم
همزمان با جارى شدن صيغه عقد طبق توافق قبلى از دفتر ثبت ازدواج راهى خانه بخت شديم و پس از برگزارى جشن كوچكى، زندگى مشتركمان آغاز شد. مى دانستم شوهرم بايد هرچه سريعتر تحت درمان قرار گيرد. بنابراين مطمئن بودم با آمدن من به زندگى اش اميد او براى زندگى و آينده دوچندان خواهدشد.
نخستين سال زندگى، ذهنم پر از انديشه هاى عاشقانه بود. من با تلاش زياد كار درمان شوهرم را دنبال مى كردم. حال او روز به روز بهتر مى شد تا اين كه پزشك معالجش از درمان معجزه آسايش خبر داد. ديگر كابوس بيمارى شوهرم پايان يافته بود. به همين خاطر يك شب در كنار دوستان و خانواده جشن كوچكى برپا كرديم تا همه در شادى ما سهيم باشند.
برداشت سوم
اما مدتى بعد متوجه سختگيرى ها و تغيير ناگهانى رفتار شوهرم شدم. بدبينى وسوءظن او موضوعى بود كه كم كم براى من و خانواده ام فاش شد. هيچ كس هم جرأت نداشت در اين باره با شوهرم حرف بزند. او به من اجازه بيرون رفتن از خانه نمى داد و مى گفت به رفتار و حركات من در محل كارم مشكوك است. با شدت يافتن اين وضع او مرا در خانه زندانى كرد. ابتدا به بهانه اى چند روز مرخصى گرفتم، اما ناگهان متوجه شدم در آستانه اخراج از محل كارم هستم. با اين حال به خاطر عشق و علاقه اى كه به او داشتم تسليم خواسته اش شدم و براى نجات زندگى مشترك مان خانه نشين شدم. حال آن كه به خوبى مى ديدم او در تابلوهايش غرق شده و مرا گم كرده است. همواره از پيشرفت كارش لذت مى برد اما نسبت به من كاملاً بى توجه بود.
حتى ديگر در تابلوهايش رنگ گرم عشق به چشم نمى خورد. از اين رو بيشتر از رنگ سياه بى اعتنايى استفاده مى كرد. حتى وقتى كه حس مى گرفت تا طرحى را قلم بزند به دليل بدبينى و نگاه منفى اش، به راحتى اين حس تلخ را از روى بوم هاى نقاشى اش مى خواندم. به دليل رفتارها و نوع تفكر شوهرم مجبور بودم كنار دستش بنشينم و ارتباط تلفنى و حضورى ام را با تمام فاميل و همكارانم قطع كنم. حتى زمانى كه براى خريد به بيرون از خانه مى رفتم، متوجه مى شدم سايه به سايه تعقيبم مى كند.
اصرار من براى اين كه سر كار برود، حس بدبينى اش را شديدتر كرد. تا جايى كه با رفتار و حركاتش سياهترين رنگ ها را به زندگى مان پاشيد.
قصه تكرارى اين غروب هاى سرد و طلوع هاى تاريك به شدت آزارم مى داد و آنها شده بودند يك رنگ اضافى كنج بوم زندگى شوهرم.
برداشت چهارم
نور آفتاب از پنجره اتاق روى صورتم افتاد. بيدار شدم و ميز صبحانه را چيدم. دقايقى بعد زنگ تلفن به صدا درآمد. از مادرم شنيدم كه با گريه مى گفت: «پدرت سكته مغزى كرده، فوراً خودت را به خانه برسان». با شنيدن اين خبر ناگهان بند دلم پاره شد و عرق سردى روى پيشانى ام نشست و به پهناى صورتم اشك ريختم. اما شوهرم پس از شنيدن اين خبر و مشاهده حال پريشانم با خونسردى به تختخوابش برگشت. به سختى تاكسى خبر كرده و خود را به خانه پدرم رساندم. اما چشمان پردرد پدر در انتظار ديدن من نيمه باز مانده و بدون خداحافظى تسليم مرگ شده بود. با ديدن اين صحنه احساس نفرت شديد به شوهرم تمام وجودم را گرفت. مرگ پدر ضربه روحى سنگينى براى من و خانواده ام بود. چند روز بعد نيز مادرم به خاطر بيمارى شديد قلبى در بيمارستان تحت عمل جراحى قرار گرفت. در آن شرايط ناچار بودم كنار مادرم بمانم؛ چرا كه وضعيت من براى پرستارى از او بهتر از ساير خواهرانم بود.
مرگ پدر و بيمارى مادرم، مرا دو ماه از خانه شوهر دور كرده بود، اما وقتى به خانه برگشتم رفتار سرد و توهين آميز او مرا متوجه خطر بزرگى كرد؛ چرا كه پى بردم صاحبخانه آپارتمان اجاره اى ما را فروخته است و خيلى سريع بايد آنجا را تخليه مى كرديم. اثاثيه ام را جمع كردم. مى دانستم همه اين نقشه ها و برنامه ها زير سر شوهرم است. تا اين كه چند شب بعد شوهرم به بهانه اى با من به جر و بحث پرداخت. بعد كتكم زد و مرا از خانه بيرون انداخت.
او به شدت بدبين شده بود. نقاشى هايش نيز ديگر رنگى نداشت. در نتيجه به خانه پدرى برگشتم و در حالى كه بغض حسرت گلويم را مى فشرد، به انتظار روزهاى آينده و سرنوشت مبهم نشستم.
مدتى بعد تصميم گرفتم با اجرا گذاشتن مهريه، تلنگرى به شوهرم بزنم تا شايد روزهاى پرشور گذشته را به خاطرش بياورم. خواستم دوباره آشوبى در دلش به پا كنم، اما او به جاى نامعلومى نقل مكان كرده بود. تلاش من هم براى يافتن او بيهوده ماند. سرانجام براى تأمين مخارج خود و رهايى از تنهايى، شغلى آبرومند و مرتبط با رشته تحصيلى ام پيدا كردم. از دادگاه هم خواستم شوهرم را محكوم به پرداخت مهريه كند. تا اين كه در جريان برگزارى جلسات دادگاه شوهرم ادعا كرد مهريه ام آماده تحويل است.
برداشت پنجم
سرانجام قاضى شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده دستور داد تا شوهرم هزار تابلوى نقاشى به عنوان مهريه تعيين شده تحويل اجراى احكام دهد و من هم هيچ اعتراضى نكردم.
اما وقتى براى تحويل گرفتن تابلوها به دادگاه رفتم با ديدن «تابلوها» ناگهان شوكه شدم. قلبم به تندى زد و سرم گيج رفت.
شوهر نقاشم هزار اثر نقاشى روى كاغذهاى مختلف كشيده بود و بدون نوشتن نام صاحب اثر، تاريخ و يا امضا آن را آماده ارائه كرده بود.
هزار برگه نقاشى كه به هيچ عنوان شبيه تابلو نقاشى نبود. آنها فقط تمرين طراحى و نقاشى بودند كه اين موضوع را من و شوهرم به خوبى مى دانستيم.
با اعتراض من به اين موضوع، قرار شد چند تن از استادان خبره نقاشى به عنوان كارشناس، ارزش هنرى اين آثار را اعلام كنند.
آنها نيز پس از بررسى هاى كارشناسى اعلام كردند اين نقاشى ها را نمى توان به عنوان تابلو پذيرفت و در صورت اضافه شدن تاريخ و امضا، حتى نمى توان آنها را براى عرضه در بازار تا ۵ ميليون تومان هم فروخت.
اما با اعتراض شوهرم به نظريه كارشناسان ۵ نفره، هنوز اين آثار در دايره اجراى احكام دادگاه خانواده بلاتكليف و سرگردان مانده اند و قرار است انجمن نقاشان در مورد ويژگى هاى يك تابلوى نقاشى و مشخصات آن اظهارنظر كنند.
برداشت آخر
انگشتانم را بر پوست شب مى كشم و فانوس دودگرفته ماه را در انتهاى شب برروى بوم، نقاشى مى كنم. ديگر رنگ عشق از نقاشى هايم پركشيده و شوهرم را در نور كمرنگ مهتاب گم كرده ام.