>
رسانه تخصصی دانلود - PMEDIA



آرشيو اسفند, ۱۳۸۷

اسفند ۲۸

ایل گلی


ایل گلی ( استخر مردم ) از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است .
طبیعت زیبای اطراف این منطقه به گردشگر آرامش و نشاط میدهد. به راستی که ارد بزرگ چه زیبا گفته است که :سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . و این جمله را در ایل گلی به خوبی درک میکنید
ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن ۵۴۶۷۵ متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد. نادر میرزای قاجار می نویسد:

« این آبگیر در اوایل حکومت قاجار، ملک یک سلسله از مساوات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود. آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید. سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت».

و از اعتمادالسلطنه نقل است که:

« عمارت دریاچه عبارت از کلاه فرنگی دو طبقه بسیار آبادی است و بزرگی این دریاچه به درجه ای است که به قدر دو آسیا سنگ آب در آن وارد می شود ولی مدت شش ماه از آب پر می گردد.»

در مورد تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. عمارت فوق در سال ۱۳۴۶ به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال ۱۳۴۹ بنای عمارت زیبای دو طبقه ای با همان طرح قبلی ساخته شد. در روزهای پیروزی انقلاب این بنا به علت آن که در زمان رژیم شاه مورد استفاده غیر شرعی و غیر اخلاقی داشته ، تعطیل شد ولی در سال های اخیر مجدداً بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است.

اسفند ۲۸

تاریخچه نیروی دریایی


در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی، نیروی دریایی ایران به طور رسمی مجدداً تاسیس گردید دانشجویانی در سال ۱۳۰۶ جهت تحصیل علوم دریایی به ایتالیا اعزام گردیدند و چند فروند ناو جهت ساخت به ایتالیا سفارش گردید. در سال ۱۳۱۱ ناوهای اول ببر، پلنگ، سیمرغ و کرکس تحت فرماندهی ناخدا بایندر از طریق کانال سوئز، دریای سرخ، اقیانوس هند و دریای عمان عازم خلیج فارس شدند ودر ۱۴ آبان ۱۳۱۱ در بوشهر لنگر انداختند و با خرید یک حوض شناور ۶۰۰۰ تنی جهت تعمیرات زیرآبی و ایجاد آموزشگاه درجه داری و پایگاه‌های دریایی، نیروی دریایی یگان‌های خود را در دریای مازندران توسعه داد.
تا قبل از جنگ دوم جهانی، نیروی دریایی در شمال دارای تعمیرگاه و ناوچه‌های بابلسر، سفیدرود، گرگان، نهنگ، رامسر، نوشهر و شهسوار و قایق‌های کوچک آتش نشانی بود ودر جنوب دارای ستاد فرماندهی، آموزشگاه مهناوی، کشتی یدک بر، حوض شناور، تعمیرگاه ثابت و متحرک، دو فروند نفت کش، بنگاه فانوس‌های دریایی، مرکز تدارکات بنادر و اداره بندری بندر شاهپور سابق و ناوهای ببر، پلنگ، شهباز، سیمرغ، کرکس، شاهرخ، دو گروهان نیروی آبخاکی، ناوچه‌های شاهین، چلچله، کارون، کهف و ناوچه‌های راهنما و ناوچه‌های شماره ۱ الی ۱۰ بود.
در سوم شهریور ۱۳۲۰ در یورش متفقین به ایران، نیروی دریایی مقاومت قهرمانانه‌ای ازخود نشان داد که منجر به غرق شدن ناوهای ببر و پلنگ وتعدادی از ناوچه‌ها وشهادت دریابان بایندر فرمانده نیروی دریایی و ۶۰۰ نفر از افسران، درجه داران و ناویان گردید.نامدارانی که با تلاش خود برای حفاظت از آبهای این مرز و بوم جاودانه شدند.به مانند این جمله ارد بزرگ :نامداران ابتدا از نام خویش گذشته اند .
در سال ۱۳۲۵ بعد از جنگ جهانی دوم و ملاقات سران متفقین در تهران و شناسایی ایران به عنوان پل پیروزی، دو فروند ناو به منظور غرامت ببر و پلنگ به ایران داده شد ونیروی دریایی ایران با داشتن ناوهای شاهرخ، شهباز، سیمرغ، کرکس و چند فروند یدک کش به همراه باقی مانده کارکنان مجدداً پا گرفت. با افزایش درآمدهای نفتی ایران و عضو شدن ایران در پیمان سنتور، پاسداری از خلیج فارس و دریای عمان وشمال اقیانوس هند به ایران سپرده شد. نیروی دریایی به سرعت توسعه یافت و دانشجویان دریایی به اقصی نقاط دنیا اعزام گردیدند.
در دهه های ۴۰ و ۵۰ نیروی دریایی ایران دارای سه فروند ناوشکن سنگین موشک انداز، هوادریا متشکل از بالگردهای ضد سطحی، ضد زیر دریایی، مین روب و هواناوهای پیشرفته، ناوهای مین روب، دوازده فروند ناوچه موشک انداز، ناوگان عظیم آبخاکی و لجستیکی و پایگاه‌های عمده در بندرعباس، بوشهر، خارک، چابهار و خرمشهر شده و به تشکیل یگان‌های تفنگدار و تکاور دریایی اقدام و مراکز آموزشی در سواحل دریای مازندران ایجاد و بزرگترین مرکز کارخانجات و تعمیرات کشتی با حوض‌های خشک وشناور در بندر عباس ایجاد گردید.
نیروی دریایی ایران پس از انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، تحول عظیمی در نیروی دریایی ایجاد و در راستای خود کفایی آموزشی، اعزام دانشجو به صورت همگانی به خارج از کشور متوقف و دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) با چهار دانشکده ناوبری و فرماندهی کشتی، مهندسی برق و الکترونیک و مخابرات دریایی، مهندسی مکانیک دریایی و رشته مدیرت و کمیسر دریایی تاسیس گردید.مراکز آموزش‌های تخصصی در انزلی و رشت توسعه یافتند و دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی دریای پا گرفت.

با شروع جنگ تحمیلی،‌ نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هرگز در مقابل تهاجم نیروهای عراق غافلگیر نگردید بلکه در هفتم آذر ماه ۱۳۵۹ با عملیات بزرگ شناور رزمی عراق و انهدام سکوهای نفتی البکر و الامیه و محاصره کامل دریایی بنادر بصره، فاو و ام القصر و محروم نمودن کامل و تا پایان جنگ به نبرد با هواپیما و بالگردهای دشمن در دریا پرداخت و در مدت هشت سال جنگ تحمیلی، نیروی دریایی ده هزار فروند کشتی تجاری را به بنادر ایران اسکورت نمود که در این بین تنها چند صد فروند آن‌ها مورد اصابت موشک‌های هواپیمای دشمن قرار گرفتند که کارنامه بسیار درخشانی در جنگ‌های دریایی قلمداد می‌گردد و از سویی امنیت خطوط مواصلات دریایی خلیج فارس، دریای عمان و شمال اقیانوس هند را همواره برقرار نمود.

در ۲۹ فروردین ۱۳۶۷، ناوگان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در نبردی نابرابر با نیروهای دریایی و هوایی آمریکا در خلیج فارس شرکت نمود که هر چند به غرق شدن ناوشکن سهند و ناوچه جوشن انجامید ولی ضرباتی که نیروی دریایی آمریکا متحمل گردید(از جمله اصابت مین به ناوشکن ساموئل بی رابرتز، غرق شدن یک فروند کشتی لجستیکی و سرنگونی یک فروند بالگرد آمریکایی) در نبردهای منطقه‌ای کم سابقه بوده است.

اسفند ۲۸

اسطوره های ایران



۰-orod.JPG

((سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند))

این جمله بسیار حکیمانه ارد بزرگ پاسخی است به آنانیکه اساطیر ایران را فراموش کرده اند :

* رستم را هرکول می خوانند!
* چشمان اسفندیار را پاشنه آشیل می گویند !
* رستم زاد را سزارین می گویند !
* به جای فردوسی از شکسپیر یاد می کنند !
*به جای آشنایی با عشاق ایرانی از رمئو و ژولیت یاد می کنند !
* جاده فرهنگها را جاده ابریشم می خوانند !
* دریای ایران را دریای عمان می نامند !
* جشن چهارشنبه سوری ما را آتش پرستی می خوانند !
* حجاب زنان ایرانی را که از دوران باستان بوده را به اعراب مربوط می دانند !
* هنر های نمایشی ( تاتر و … ) را که از ده هزار سال پیش در ایران رواج داشته را به یونان ۲۷۰۰ سال پیش نسبت می دهند !
* گرد بودن زمین را که در خدای نامه و شاهنامه به آن اشاره شده را به گالیله نسبت می دهند .
* اختراع الکتریسته را که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش در ایران بوده را به ادیسون نسبت می دهند .
* پدر شیمی را لاوازیه که ۳۰۰ سال پیش می زیسته معرفی می کنند حال آنکه الکل را زکریای رازی در هزار سال پیش کشف نمود !
* به جای یاد کردن از فرزند رشید ایران نادر شاه افشار ، به ناپلئون شناسی خود می نازند .
* به جای آنکه متفقین را که در جنگ جهانی دوم ، ایران را تصرف و به جان و ناموس ایرانی تجاوز نمودند را لعن کنند قوای محور را متجاوز و همپای چنگیز خان ! می دانند !
* بجای ساختن فیلمهایی که غرور و عظمت ایران را نشان دهد قاجاریه ضعیف را به تصویر می کشند !
* میان رودان را بین النهرین می خوانند !
* روز عشاق سپندار مذگان ایرانی را والنتاین فرنگی می خوانند !

* واژه فرانسوی مینیاتور را صد در صد ایرانی می نامند و بر خودروی ساخت به اصطلاح ایران می گذارند !
* فرهنگستان ادب پارسی را از بزرگان ادبیات فارسی تهی کرده اند !
* حاضرند سریال های کره ایی و آمریکایی را هزاران بار پخش کنند اما حاضر نیستند روایت های باشکوه ایرانی را به تصویر بکشند !
* به جای استفاده از تاریخ شناسان ایرانی در نگارش های تاریخی از تاریخ کمبریج استفاده می کنند

* و …

سوگنامه فردوسی درباره فرهنگ ایران :

هــمــانا که آمــد شــما را خبـــــر / که مــــا را چه آمد ز اخـــــــتر به ســـر

از این مار خوار اهریمن چهـــرگان / ز دانایی و شــــــــرم بــــی بهرگـــــان

نه گنج و نه نام و نه تخت و نـــژاد / همی داد خواهند گیتـــــــی به بــــاد

از این زاغ ســاران بی آب و رنــگ / نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

هم آتـــــش بــمردی به آتشـــکده / شــــدی تیره نوروز و جــــــشن سده

نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر / ز اخــــــتر هـــــمه تــــازیان راست بر

برنــجـــد یکی دیــــگـری برخــــورد / بــــداد و بــــبـــخش هـــــــمی ننگرد

پیاده شود مـردم جـــنگ جــــــوی / سوار آنک لاف آرد و گفـت و گـــــــوی

شود خار هر کـس که بد ارجــمند / فرومـــــایـــه را بــخـــت گــــــــردد بلند

کشاورز جنگی شـود بـــی هــنــر / نــــژاد و بـــــــزرگی نـــــــیـــــاید به بر

ربــایــد هـمی این از آن آن از این / ز نـــفـــریــــن نــــدانــنـــــــد باز آفرین

هــمــه گنــج ها زیر دامــن نــهنـد / بـــمیــــرند و کوشش به دشمن نهند

زیان کسان از پـــی سـود خویش / بــــجــویــنـــد و دیــن انــدر آرند پیش

بــریــزند خــون از پــی خواســتــه / شــود روزگــار مــهــان کـــــــــــاسته

ز شیـر شـتر خـوردن و سـوسـمار / عــــرب را به جــایی رسیدسـت کار

که تـــــاج کیــــانــــــی کـــنـــد آرزو / تــفــو بــر تــو ای چــرخ گـــردون تفو

همه بوم ایـران تو ویـــران شــمـــر / کــنام پـلــنگان و شــیــران شــمــر

پـــــر از درد دیـــــــدم دل پارســـــا / که اندر جـــهــان دیـــو بــد پادشـــاه

نــــمانــیــم کـیـن بوم ویــران کنند / هــمــی غــارت از شــهـر ایران کنند

نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین / چـــو ویـــران بود بوم ایـــران زمـــین

دریغ است ایران که ویـــران شـــود / کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود

همه سربه سر تن به کشتن دهیم / از آن به که ایران به دشمن دهیم

چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد / در این مرز و بوم زنده یک تن مباد…