>
رسانه تخصصی دانلود - PMEDIA



مهر ۲۶

حشره‌كش !


نگاهي به «قصه دل‌ها» ساخته هوشنگ درويش‌پور

مازيارفكري ارشاد*كارخانه‌هاي بزرگ توليد مواد حشره‌كش به طور دايم در پي يافتن فرمول‌هايي تازه براي محصولات خود هستند.

 

چرا كه سيستم دفاعي بدن حشرات به ويژه سوسك‌ها، پس از كوتاه مدتي به سم‌هاي تازه عادت مي‌كند و نسبت به آن تركيبات شيميايي واكنشي نشان نمي‌دهد.
فيلم «قصه دل‌ها» با نام اوليه «حشره» نيز چنين حكايتي دارد. استفاده از تمامي كليشه‌هاي ملودرام‌هاي عاشقانه تلخ و اساسا الگوي نخ نما و كهنه‌اي كه فيلم در پيش گرفته، ديگر روي تماشاگر امروزي اثرگذار نيست.
به همين دليل است كه تماشاگر فيلم، با ديدن لحظه‌هايي كه بر اساس قاعده ازلي و ابدي اين گونه فيلم‌ها دردناك و اشك‌انگيز به نظر مي‌رسند، قهقهه مي‌زند.
«قصه دل‌ها» وامدار تمامي سنت‌هاي ملودرام‌هاي رمانتيك، به ويژه از نوع ايرانيزه شده آن است. تيم دو نفره فرزان دلجو – امير مجاهد سه دهه پيش، ته معدن پولساز و محبوب ملودرام‌هاي عاشقانه تلخ را درآورده و ديگر چيزي از آن باقي نگذاشته بودند.
اين روز‌ها فيلمفارسي هم كه مي‌خواهيم بسازيم، يا بايد هجويه‌اش را توليد كنيم يا دست‌كم بايد قواعد بازي‌هاي «قديم» در دوران جديد را بلد باشيم و اين يعني پست مدرنيسم در سطحي‌ترين شكل و تعريف ممكن. وگرنه نتيجه‌اش مي‌شود همين فيلم بي‌رمق و كسالت بار «قصه دل‌ها» كه حتي از نام نهايي‌اش هم بر مي‌آيد قرار بوده يك فيلمفارسي يا هندي تمام عيار باشد. اما حتي در حد آنها هم موفق نيست. چرا؟ به پيرنگ داستاني فيلم توجه كنيد:
جواني سرگشته و عاصي را براي سربزير شدن و كار در كارخانه‌اي به تهران مي‌فرستند. پسر در كارخانه با جوان مظلوم و به اصطلاح بچه مثبتي رفيق مي‌شود و در بيرون با يك نگاه دل مي‌بازد. از طرفي پسر در مقابل باند خلافكاران كارخانه هيچ جور از رو نمي‌رود و كم نمي‌آورد. بعد همين جوري و بر حسب تصادف معلوم مي‌شود دختر، فرزند يكي‌يكدانه آقاي رئيس كارخانه (با نقش آفريني كارگردان، فيلمنامه‌نويس، تدوينگر، طراح صحنه و لباس و سرمايه‌گذار فيلم!) است و قرار است به زور به عقد پسر عموي لات و خلافكارش در بيايد.
پسرك را مي‌گيرند و مي‌بندند و به زور معتادش مي‌كنند. (منطق روايي و نمود بصري اين قسمت داستان معركه است) دختر هم از دوري يار بيمار مي‌شود.
بعد رئيس كارخانه از كرده‌اش پشيمان مي‌شود، پسر را نجات مي‌دهد و او را در كلينيك ترك اعتياد بستري مي‌كند. دختر هم كه بازگشت يار را ديده همين جوري خوب مي‌شود! اما قرار نيست كه همه چيز مطابق ميل پيش برود. پس پسر جوان را به ايدز مبتلا مي‌كنيم تا خود را به دريا بسپارد. معشوق هم كه تاب فراق ندارد به دنبالش خود را در دريا غرق مي‌كند.
خب، بايد پرسيد قصه‌هايي با اين فرمول ساده و از پيش تعيين شده چقدر در مناسبات امروزي جواب مي‌دهند؟ چند قرن از نگارش روميو و ژوليت و چند دهه از فيلم «قصه عشق» مي‌گذرد؟ سينماي عامه‌پسند در روند تكاملي‌اش، هرازگاه به تحولاتي همگام با دنياي پيرامون و مقتضيات زمانه تن مي‌دهد و به بازتوليد خود در ابعاد تازه دست مي‌زند اما برخي از ما خيال مي‌كنيم حالا كه فيلمي عامه‌پسند است، بايد همان فرمول‌هاي كهنه را به‌خورد تماشاگر بدهيم. هيچ تغيير و تحولي هم لازم نيست. چون فكر مي‌كنيم سوسك‌ها هنوز با همان حشره‌كش‌هاي قديمي مي‌ميرند.

 

http://tehranemrooz.ir/v۲/Default_view.asp?NewsId=۳۳۹۵۹

 

Leave a Reply