مهر ۲۳
دلایل افسردگی بانوان
ليلا ضامني:افسردگي از جمله بيماريهاي رواني است كه زنان دوبرابر بيشتر از مردان به آن مبتلا ميشوند.
عوامل بيولوژيكي، روحي، محيطي، فرهنگي و اجتماعي در افسردگي زنان اثرگذار هستند. در هر لحظه ممكن است حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد بزرگسال جامعه، عوارض و نشانههاي افسردگي شديد را از خود بروز دهند. البته همه انسانها در طول زندگي در دورههاي كوتاهمدت ممكن است به علت از دست دادن عزيزان، ناكامي و شكست در مسائل مختلف دچار يأس و نااميدي شوند كه اين عوامل در كوتاهمدت منجر به افسردگي ميشود. براساس يافتههاي روانشناسان پيش از آنكه دختران و پسران به سن بلوغ برسند، ميزان افسردگي در هر دوي آنها به يك اندازه است و تنها پس از دوران بلوغ است كه اختلاف و تفاوتهاي مربوط به افسردگي در آنها به صورت آشكار قابل تشخيص است. نوسانات شديد هورموني در زنان ميتواند تاثيري شگرف بر زندگي آنها بگذارد و با توجه به تاثيري كه بر زندگي شخصي و اقتصادي و ارتباط آنها با ديگران ميگذارد است كه گفته ميشود زنان بيش از مردان در معرض ابتلا به افسردگي هستند.
وجود تبعيض بين دختر و پسر، حاكميت باورهاي غلط در خانوادهها، احساس تنهايي، داشتن شرم و حيا، بروز مشكلات و ناراحتيها، بيتوجهي والدين به دختران، سوءاستفاده از زنان، تحكم و جبر، اذيت و آزارهاي جسمي و… از جمله عوامل مهم روانشناختي در ابتلاي زنان به افسردگي هستند. از ديگر عواملي كه زنان را به سمت افسردگي سوق ميدهد، ميتوان به استرس و فشارهايي كه آنها در درون و بيرون خانه تحمل ميكنند اشاره كرد. مشكلات مالي زنان خانهدار با ايجاد روزمرگي در آنها ميتواند در ابتلاي آنها به افسردگي موثر باشد. افسردگي در زنان به شكل افسردگي فصلي، افسردگي دوران بارداري، افسردگي پس از زايمان و افسردگي پيش از قائدگي و پس از يائسگي بروز ميكند. افسردگي تنها مربوط به دلايل زيستشناختي و بيولوژيكي نيست بلكه استرسهاي ناشي از زندگي اجتماعي و فرهنگي نيز در اين بيماري موثرند. علائم افسردگي در زنان به شكل احساس گناه، بيهودگي، خستگي، آشفتگي در خواب و اضافه وزن ديده ميشود كه علائمي متفاوت از افسردگي مردان است.
دكتر ابوالفضل ساجدي روانشناس و استاد دانشگاه، در مورد افسردگي زنان ميگويد: «عوامل زيستي به عنوان عامل مشترك افسردگي در زنان و مردان از طريق وراثت، ابتلا به بيماريها، آسيبهاي مغزي، آسيب به مغز در حين تولد در ايجاد افسردگي موثر است. عوامل اجتماعي نيز به وضعيت فرد در مقاطع مختلف زندگي و تحولات زندگي مربوط ميشود».
دكتر ساجدي بياعتنايي به ارزشهاي اخلاقي در خانواده را در افزايش ابتلاي زنان به افسردگي اثرگذار ميداند و ميگويد: «در محيط خانواده اگر آرامش، صميميت و تفاهم بيشتري بين زن و مرد باشد و به ارزشهاي اخلاقي بياعتنايي نشود، ميزان ابتلا به افسردگي كاهش پيدا ميكند».
خانمي ۲۷ ساله كه مهندس كامپيوتر است و مدتي است داروي ضدافسردگي مصرف ميكند، علت افسردگياش را سرخوردگي از زندگي ميداند و ميگويد: «تصورم از زندگي خيلي دور از ذهن نبود بلكه يك شرايط مناسب بود. وقتي شخصا به عنوان يك زن تحصيلكرده نتوانستم به آنچه براي خودم ترسيم كرده بودم و انتظارش را داشتم برسم، دچار چالش روحي شدم و نتيجهاش شد ابتلا به افسردگي».
شايد بتوان گفت سرخوردگي از كار، زندگي، موقعيت اجتماعي و حتي ضربه عاطفي منجر به ايجاد چالش روحي در شخص شود. آيا نميشود به گونهاي ديگر با اين موضوع برخورد كرد؟ البته ظرفيت رواني انسانها در شرايط مختلف و در مواجهه با مشكلات متفاوت است با اين همه ، چاره چيست؟
دكتر امانالله قراييمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال ميگويد: «زن در جامعه بايد دوشادوش مرد براي تامين مايحتاج زندگي، ازدواج و اشتغال كار كند و از طرفي فشار اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، روحي و رواني، شوهر و فرزندان را در جامعه و خانه تحمل كند، به اين لحاظ زنان از نظر عاطفي حساستر هستند و بيشتر در معرض افسردگي قرار ميگيرند، براي اجتناب از اين حالت، به همدلي اعضاي خانواده با زنان نياز است».
فرزانه زن ۳۰ سالهاي است كه از زمان ابتلا به MS دچار افسردگي است. او علت افسردگي خود را ضعف ناشي از بيماري، مشكلات تهيه دارو و مخارج بالاي آن و احساس سرافكندگي در نزد شوهر و خانواده شوهر عنوان ميكند.
دكتر قراييمقدم وجود افسردگي زنان را زاييده عوامل متعددي ميداند و ميگويد: «افسردگي ذاتي و فطري نيست بلكه عوامل اجتماعي دست به دست هم ميدهند تا زنان بيش از مردان افسرده شوند».مريم ۲۸ ساله و مهندس شيمي است كه مدتي است به افسردگي مبتلا شده است. او علت افسردگياش را متناسب نبودن محيط اجتماعي با افكار، سليقهها و باورهاي شخصياش ميداند و ميگويد: «در محيط كار انتظاراتي وجود داشت كه با اعتقادات من همخواني نداشت و همين باعث ميشد مورد تحقير قرار گيرم».
دكتر ساجدي وابستگي زنان به امور مادي و تجملات را عامل ديگري در افسردگي آنان ميداند و ميگويد: «زناني كه نميتوانند تواناييهاي خود را به فعليت درآورند يا به خواستههاي خود دست پيدا كنند، دچار افسردگي ميشوند». همچنين در برخي استانهاي مرزي، رفتارهاي بد خانواده و برخوردهاي سنتي باعث بروز افسردگي ميشود. از اين رو است كه بيشترين درصد افسردگي در استانهاي مرزي ديده ميشود. دكتر قراييمقدم نيز در اين باره ميگويد: «در چنين مناطقي زن بايد با حداقل درآمد شوهر، مديريت خانه را به نحو احسن انجام دهد و هرگونه رفتاري را از سوي شوهر يا فرزندان و اطرافيان تحمل كند و سنگ صبور همه باشد، اما كسي نيست كه به حرف او گوش بدهد. در اين حالت طبيعي است كه چنين زني افسرده شود».با اين همه افسردگي زنان را نميشود ناديده گرفت، چرا كه فرزند سالم از خانواده سالم زاييده ميشود. با توجه به اينكه زنان نيمي از جمعيت جامعه را تشكيل ميدهند و بدون آنها نهاد خانواده در معرض آسيب قرار ميگيرد، پس توجه به سلامتي آنان مقوله مهمي است كه بايد به آن توجه شود. بايد نقش واقعي زنان در جامعه از سوي نهادهاي آموزشي و رسانهها تبيين شود تا زنان به جايگاه واقعي خود دست يابند.
ماخذ : تهران امروز

رسانه تخصصی دانلود - PMEDIA
[…] عجیب بازیگر معروف سینما نویسنده ای که يك شبه سرشناس شد دلایل افسردگی بانوان آتشفشان دماوند بيدار ميشود دستگيري يك گاو به خاطر […]
paknakon
جالب و شنيدني بود
ممنون
من با اون خانمهای مهندس کامپیوتر وشیمی موافقم منم ۲۵ ساله مهندس برق هستم و واقعا از سطح فرهنگی به شدت پایین محیط کارم رنج میبرم واحساس میکنم که دارم واقعا تحقیر میشم وواقعا برام خیلی سخته چون من تو خانواده ای بزرگ شدم که به دختر وتحصیلاتش خیلی ارزش قائلن ولی تو محیط کار دقیقا نفیض اینو میبینم با وجود این که کارم خیلی خوب وتو کارم خیلی فعالم.