>
رسانه تخصصی دانلود - PMEDIA



مهر ۲۶

نویسنده ای که يك شبه سرشناس شد


 

 

pen-sm.jpg

مونيكا هس:پل هاگيس همان‌طور كه رفتارش نشان مي‌دهد، كانادايي است و لهجه كانادايي هم دارد.

 

شايد هم از اينكه پس از ۳۰ سال كار در تلويزيون- در حالي كه كمتر كسي او را مي‌شناخت ـ وقتي در اسكار سال ۲۰۰۵ به شهرت رسيد، بسيار سپاسگزار باشد . شايد اين نويسنده بچه صورت را بشناسيد كه دو فيلمنامه اول او دو سال پي‌درپي اسكار بهترين فيلم را براي سازندگان آن به همراه داشت. «عزيز ميليون دلاري» (دختر مشتزن، قتل از روي ترحم) در سال ۲۰۰۵ برنده چهار جايزه اسكار اصلي شد. در سال ۲۰۰۶ نيز «تصادف» (نژادپرستي، ناشكيبايي) اولين تجربه كارگرداني او نه‌تنها اسكار بهترين فيلمنامه غيراقتباسي بلكه اسكار بهترين فيلم را از آن خود كرد. «در دره الله»، فيلم جديد هاگيس كه كارگردان و نويسنده آن است به پدري (تامي لي‌جونز) مي‌پردازد كه در جست‌و‌جوي پسر سربازش است كه در عراق گم شده است. چارليزترون پليسي است كه به او كمك مي‌كند و سوزان ساراندون همسر رنج‌كشيده‌اش است. نويسندگان سينمايي تحت‌تاثير ظهور ناگهاني نبوغ هاگیس قرار گرفتند به طوري كه لس‌آنجلس‌تايمز در سال ۲۰۰۵ او را «موفقيت يك‌شبه» خواند.
اين نابغه ۵۴ ساله که ۳۰ سال به عنوان نويسنده تلويزيوني در اين صنعت كار كرد، داستان‌هايي پيچيده خلق كرد كه به سختي مخاطب پيدا مي‌كرد.
او با كم‌رويي مي‌گويد: «چه بگويم؟ به نوعي در حركت موفقيت‌آميز به سمت بالا خيلي خوب نبودم».
پس چطور مي‌توان در سن بالا در حوزه‌اي موفق شد كه بيشتر محبوب جوانان است؟
هاگيس مي‌گويد: «كارت را با خسته شدن از خودت شروع مي‌كني. براي ساخت فيلم‌هاي سياه، پيچيده و پر از سوالات سخت به سراغ بعضي‌ها مي‌رفتم و آنها مي‌گفتند، چطور است يك نمايش حقوقي بسازيم؟»
او قبول كرد تا مجموعه «حقوق خانواده» را بسازد. سپس در سال ۲۰۰۱ پس از اينكه از برنامه اخراج شد، فهميد كار خيلي بدي را شروع كرده بود. او به جاي اينكه بنشيند و فكر كند چه چيزي مي‌فروشد، از بيكاري ناگهاني‌اش استفاده كرد و «عزيز ميليون دلاري» را نوشت و ناگهان مشهور شد.
(براي آن سه نفر طرفدار هاگيس كه Red Hot تنها فيلم ويدئويي او توليد سال ۱۹۹۳ را ديده‌اند، خبري داغ داريم. هاگيس در اين باره مي‌گويد: «فيلم را در لتونی فيلمبرداري كرديم. هيچ پولي در كار نبود. صدابردار همسرش را به آمريكا فرستاد و او هم گفت چك برگشت خورده است. وسط يك صحنه ناگهان صدابردار لوازمش را جمع كرد و رفت… اگر يك فيلم خيلي خيلي بد مي‌خواهيد، حتما با او كار كنيد».)
هاگيس براي «حقوق خانواده» و «عزيز ميليون‌دلاري» از تجربيات شخصي‌اش بهره گرفت. اپيزودهاي «حقوق خانواده» از ماجراي طلاق او از همسر اولش الهام گرفته بود.
در «عزيز ميليون دلاري» رابطه قهرآميز كلينت ايستوود با بچه‌اش براساس رابطه هاگيس با دختر خودش بوده است (البته الان رابطه نزديك و خوبي دارند.) حتي «به سوي جنوب» ـ سريالي دم‌دستي درباره يك پليس كانادايي در شهري آمريكايي ـ باز هم به تجربيات او باز مي‌گردد. هاگيس وقتي ۲۲ سالش بود از لندن در اونتاريو كانادا به لس‌آنجلس نقل مكان كرد، چون پدرش به او گفته بود براي تجارت ساختمان‌سازي خانوادگي‌شان فردي مناسب نيست.
بازيگران معروف تلويزيون كه حالا هاگيس از آنها موقعيت بسيار بهتري دارد، مي‌گويند از موفقيت ناگهاني او كينه‌اي بر دل ندارند و او همه چيز را از كار طاقت‌فرسا و رعايت استانداردهاي لازم به‌دست آورده است.
پل گروس، بازيگر «به سوي جنوب» مي‌گويد: «هميشه اين تصوير از پل هاگيس در ذهنم است كه پس از پايان كار به خانه مي‌رود و فوراً روي زمين خوابش مي‌برد و فردا صبح برمي‌گردد و دمار از روزگار همه درمي‌آورد!»
و به نظر مي‌رسد بازيگران معروف سينمايي نيز ورود او را به جمع خود با آغوش باز پذيرفته‌اند. تامي لي جونز مي‌گويد: نوشته‌ها و شهرت هاگيس بود كه او را به سمت فيلم «الله» كشاند. جاش برولين كه اميدوار بود در «تصادف» نقشي برعهده بگيرد، در فيلم نقش رئيس شارليز ترون را برعهده دارد. او نيز براساس اعتبار هاگيس نقش را پذيرفت.
برولين مي‌گويد:« او گفت نقش بزرگي نيست و پولي هم نمي‌توانم به تو بپردازم. با موقعيتي كه دارد، هر كاري بخواهد مي‌تواند انجام دهد و همه دوست دارند با او كار كنند».
خب. پس تو پل هاگيس هستي. به تازگي شكفته‌اي و ظاهراً اين كار را با لعنت فرستادن به انسان و تعقيب روياها و برنامه‌هاي فوق‌العاده بعد از مدرسه انجام داده‌اي. كلاس‌هايي كه به نظر خيلي جالب مي‌آيند ولي به ندرت در زندگي به كار مي‌آيند و از ديد كساني كه واقعاً تو را مي‌شناسند، حقيقتاً انسان فوق‌العاده‌اي هستي و دوست داري به همه كمك كني. استيون نيتن، همكار قبلي او و ساقدوش مراسم ازدواج هاگيس با همسر فعلي‌اش دبورا مي‌گويد: «او هيچ تغييري نكرده است. مي‌داند بايد در خدمت كارش باشد … هر پروژه‌اي كه مشغولش است، براي او كاوشي جديد در جهت يافتن معناي زندگي است. همين است كه او را فروتن مي‌سازد.»او در اين باره مي‌گويد: «هميشه طبيعت موفقيت را به خود يادآور مي‌شوم و با اين كار سعي مي‌كنم مغرور نشوم.»و البته وقتي از كنترل خارج مي‌شود، همسرش علاقه خاصي به بلوكه كردن غرور او دارد.
دبورا ـ كه ۱۰ سال است با پل ازدواج كرده ـ مي‌گويد: خانواده‌اش و من هميشه مواظب هستيم هر وقت لازم باشد، جلويش را بگيريم.
شوهرش اخيراً به او گفت در پروازي به تورنتو ۳ نفر او را شناختند.
دبورا گفت: من گفتم عالي است عزيزم! ولي خنده‌دار است ديشب كه براي تماشاي فيلم تو به جشنواره فيلم تورنتو رفته بودم هيچ‌كس تو را نمي‌شناخت.
بليت دبورا مخصوص VIP بود ولي در سينما او را به انتهاي صف طولاني راهنمايي كردند و هرچه او گفته بود من همسر پل هاگيس هستم، كنترلچي توجه نكرده بود. دست خودت نيست و فكر مي‌كني شايد اينها همه بازي است. يك برنامه با دقت تنظيم شده تا هاليوود را به زانو درآورد. چه راهي بهتر از اين براي وارد كردن بازيگران درجه يك، قبول دستمزدهاي پايين و مورد توجه قرار گرفتن فيلم‌هاي بحث‌انگيز وجود دارد كه مردم به‌طور معمول به سراغش نمي‌روند؟
وقتي نامه هاگيس به ميان مي‌آيد با ظرافت كامل اين موضوع را لمس مي‌كنيد اما او مي‌گويد: «وقتي قرار باشد كاري انجام شود، اصلاً خجالت نمي‌كشم … مثل چيزهايي كه سر صحنه به بازيگران مي‌گويم. مثلاً‌ داستان ديدن مرگ مادرم را تعريف مي‌كنم و آنها مي‌گويند آهان! حالا فهميدم. چقدر آدم بد و سطحي‌اي هستم كه از چنين لحظه دردناكي براي به حركت درآوردن هنرپيشه استفاده مي‌كنم. فكر كنم خيلي خودخواه هستم.»
منبع: واشنگتن پست، ۱۳ سپتامبر

 

Leave a Reply